انجام دهد یا حالتی را به وجود آورد، آنگاه آن شخص آن فعل را به فرمان قادر ظاهر میسازد و به واسطهٔ آن مشاهدهٔ عینی رخ میدهد.
پس اهل معرفت آن را به معنای قادر نسبت میدهند و آن را از آنِ او میدانند، در حالی که اهل انکار به سبب جهل، سرگشتگی و کفرشان، آن را فعل و ارادهٔ آن شخص میبینند، نه [نتیجهٔ] امری که به انجام آن فرمان داده شده است.
و افعالی که از ضدّ سر زده است نیز همینگونه است؛ همانا قادر به شخصی، خواه ضدّ باشد یا ولیّ، فرمانی میدهد، و آن شخص آن سخن را میگوید، و قادر، فعل قدرت را به اجرا درمیآورد، پس از ضدّ شنیده نمیشود جز این قول که: «چنین و چنان خواهد شد» و فعل قدرت از جانب قادر بر آن به انجام میرسد، و او همان معنی است و این [نمایش قدرت] از یک ضدّ جاری نمیشود مگر زمانی که قادر، قدرت را آشکار سازد و به آن شخص، خواه ولیّ باشد یا ضدّ، فرمان دهد که تنها سخن را بر زبان آورد پس آن سخن از آن شخص، به فرمان قادر است، و قادر فعل را با قدرت خود به انجام میرساند.
پس با همین [توضیح]، بر کسی که ادعا میکند ضدّ دارای قدرت است و میتواند به اختیار خود و بدون فرمان قادر، چیزی از آن [قدرتها] را انجام دهد، حجّت آورده میشود، و هر آنچه از این دست افعال عظیم و خطیر در هر عصر و زمان و دهر جاری میشود، به فرمان قادر است.




