عبادت نهانی
و بدان ای مفضّل، همانا خداوند یک راز است، و دوست داشت که در نهان پرستیده شود، و معنای این [سخن] آن است که بر راز، هیچکس آگاه نمیشود و بشر آن را نمیشناسد، و همچنین نفس انسان نیز یک راز است، زیرا معنا [حقیقت مطلق] ذات خود را از عالَم واژگون (منکوس) پنهان ساخت، و دوست داشت و واجب ساخت که در نهان پرستیده شود و کیفیت او در نهان شناخته شود.
پس با بشریّت ظاهر شد و قدرت را به وجود آورد تا با آن شناخته شود، بنابراین جز کسی که او را به معرفتش برگزیده باشد، او را نشناخت، پس این همان عبادت در نهان است؛ زیرا گروهی او را به بشریّت شناختند، و گروهی او را به اختصاص [برگزیدگی] شناختند، و گروهی دیگر او را به ربوبیّت حقیقی شناختند، در حالی که آن شخص در میان آنان و نزدشان، یکی است و تغییر نمیکند و زائل نمیشود.
معرفت قدرت
و اما شناخت افعال قدرت که اهل معرفت و توحید را به اقرار به او [معنی] و اثبات وجود برای او سوق داده است، بدان جهت است که آنان دانستهاند که قدرت تنها از قادر سرچشمه میگیرد و آن عاریتی و موهبتی نیست.




