و اما اهل خلاف و عناد، آنان نسبت به آنچه مانند صورتهای جهانیان برایشان ظاهر شده است، انکار می ورزند؛ و [اینکه] بیماریها، علّتها، مرگ، کشته شدن سختی و آسایش بر او [آن شخص ظاهرشده] جاری میشود، همانگونه که بر خودشان جاری میشود، و در درونشان این [فکر] ثابت شد که این [نواقص] در وجود آنان و او [شخص ظاهرشده] هر دو وجود دارد، در حالی که او [آن شخص] اجلّ و والاتر از آن است که چیزی از این [نواقص] در او باشد.
و گفتند: «همانا این حوادث و عارضهها بر ما و بر او جاری است، پس چگونه میتواند تکویندهنده (هستیبخش) باشد؟ و همانا اگر او تکویندهنده بود، پس این عارضههایی که بر ما و بر او وارد میشود، چیست؟و آنان به قدرت ظاهرشده از او، که موجود و غالب است، اهمیتی ندادند، در حالی که در وجود آنان هیچ چیزی از آن [قدرت] نیست، بلکه مخصوص خود اوست، و اگر آنان آن احوال [ضعف] را به او نسبت میدادند، [باز هم] درمییافتند که از آوردن چیزی از آن افعال عاجزند، مانند آفریدن شکل پرنده از گِل، و دمیدن در آن تا به اذن او پرنده شود و [یا آنکه مولا] فرموده است: ﴿و کور مادرزاد و پیس را بهبود میبخشم و مردگان را به اذن خدا زنده میکنم﴾(1) و او که پاک و منزه است فرمود: ﴿آیا جز خدا، آفرینندهای هست؟﴾(2)، و گفت: ﴿خداوند آفرینندهٔ هر چیزی




