پس هنگامی که ترسیدند و هیبت بر آنان غالب شد، به سوی خویش بازگشتند [و ستم کردند]، پس [خداوند] فرمود: ﴿و ما به آنان ستم نکردیم، بلکه خودشان به خویشتن ستم میکردند،﴾(1).
ناطق و صامت
و بدان ای مفضّل، همانا شخص ناطق در زمان خود، ناگزیر است که در مقابل او شخصی صامت (خاموش) باشد، پس آن ناطق به سوی صامت اشاره میکند و بر او دلالت مینماید، پس اشارهٔ او به آن صامت، دلیلی بر ظهور [ناطق] به واسطهٔ او خواهد بود، بنابراین، هر اشارهای از ظهورِ مِثلِ ناطق برای معنی به سوی صامت، دلیلی است بر ظهورش به واسطهٔ آن صامت، هنگام غیبتناطق.
پس اگر پس از اشارهٔ ناطق به صامت، فعلی از آن صامت سر زند، همانا آن، دلیلِ معنویّت است؛ زیرا عالَم هنگام ظهور [معنی] برای آنها در کالبدی بشری مانند خودشان، برای او بشریّت را اثبات کردند، در حالی که او [معنی] به ذات خود تغییر نمیکند، زائل نمیشود و دگرگون نمیگردد.




