وقت غیبت که همان شب است، برای آزار رساندن به مؤمنانی که آنان را میشناسند میکوشند و دربارهٔ آنها میگویند: «همانا اینان سخنی منکر و کفرآمیز میگویند،» و آنان [اهل جحود] در این کار کفر ورزیدهاند و یاوهگویی کردهاند، زیرا بر اولیای خدا و بندگان اقرارکننده به توحید او دروغ میبندند، و همانا مخالفان بر آنان [مؤمنان] عیب میگیرند و [این سخنان را] به اهل جهل و جحود میگویند، پس دستها به سوی آنان [مؤمنان] دراز میشود، و این [سختیها] از جمله چیزهایی است که از گناهان خود کسب کردهاند و به واسطهٔ آن مجازات میشوند تا از آنچه بر عهده دارند، رها گردند.
و بدان ای مفضّل، همانا ستارگان در شب با سیر قمر حرکت میکنند، و در کنار او [ماه] نورافشانی میکنند، اما نورشان کمتر از اوست، پس هنگامی که [قمر] غایب شود، چنان نور میتابانند که بیننده را خیره میسازد، و این نور به ذات خودشان است و چون [قمر] با آنها ظاهر شود، نورشان از او کمتر است، زیرا او [قمر] منزلتی در خدمت خود دارد که جز او کسی به آن حلول نمیکند، پس ظهور او در ابتدای ماه به صورت هلال، سپس افزایش [نورش] تا آنکه در شب چهاردهم کامل شود، سپس کاهش و ضعف یافتن تا غیبت در پایان ماه، همانا اشارهای برای عالَم است به اینکه معنی عزعزه، با بشریت خود کمی و زیادی را در کودکی، و کمال و قدرت را در جوانی و نقصان و ضعف را در پیری آشکار میسازد، و این همه، آزمایشی برای تمام عالَم در همهٔ اوقات است.




