پس هنگامی که اين وصف او باشد، پايان او چه خواهد بود، و نهايت او كجا خواهد بود، و آيا حقيقت او درک میشود؟ و آن بدان سبب است كه آغازِ سخن از سخنگو است، پس اگر برای آغازگر، آغازی يافتی، برای سخن نيز آغازی خواهی يافت و اگر برای آغازگر پايانی يافتی، برای سخن نيز پايانی خواهی يافت، پس ای مفضل، اين را درياب، و هر كه آن را از اهل توحيد و شناخت خداوند متعال شنيد، بايد دريابد زيرا در آن (كلام) چرا و چگونه و چه نيست، و همانا از پرسش چرا و چگونه و چه بود كه گمراهان نابود شدند و ترديدكنندگان سرگردان گشتند ]سئوال از فعل او نيست[.
و ای مفضل، بدان، كه هيچ جايگاهی برای خداوند در جهان انساني (بشريت) ميان اين مردمان، در تمام اکوار و ادوار برنخاست، مگر آنكه کارهای او را جادوگری و كهانت توصف كردند، و او را انکار کردند تا زمان ظهور سید محمد، عَزَّ عِزُّهُ، زيرا او با افعال خيرهكننده و نشانههای روشن و دلایل آشكار، آنان را مبهوت ساخت، و آن [نشانهها] را به صورت آسمانی و زمينی به ايشان شناساند، پس مردگان را زنده كرد و زندگان را ميراند، همانطور كه خود را وصف کرده است.
﴿و خدا می میراند و زنده می کند﴾ (1) و در آسمانها نشانهها و در زمين نشانههايی به آنان نشان داد كه با آنها، آنان را مبهوت ساخت، پس از آنكه او را به جادوگری متهم كردند، سپس او آن [نشانهها] را در افرادی ايجاد كرد كه آنان را در جايگاه امامت




