علم و مداومت بر آن و سِرّ و فکرش را به آن مشغول میکند و آن را تکیهگاهی قرار میدهد که بر آن تکیه کند و قصد آن کند و افزونی از آن بطلبد تا جایی که غیر از آن برایش نباشد و قصدی غیر از آن نداشته باشد و آن را با قلبش جلا میدهد و با گوهرش همجنس میشود و او به واسطه آن به درجه عالیه نزدیک و از شک و انکار دور میگردد و خلاص میشود پس تاریکی به واسطه آنچه نزدیک یافته از او زدوده میشود و اما کسی که نزدیک یافت نشد پس این به دلیل دوری مکانش و طول مدت سختی است که در بشریت تحمل کرده و به دلیل ارتقایش در علوم طالبیه و در درجات منطق و احتجاج در مذهبها و اقرارش به معانی آنها و ورودشان به قلبش پس او شدیدالجدال است و برای قبول حقیقت بسیار جستجو میکند هرگاه حالی برای او واضح شود چیزی مانند عارضه (مانعی)




