است پس اینگونه است تولد مؤمن پاک، و در مؤمن سه روح است: «دو روح زندانی، و روح خودش که با آن شناخته میشود».
اما آن دو روح زندانی: نام یکی از آنها «مستضعفه» است که عطسه، خمیازه احتلام، گردش خون و حرکت در بدن از آن است، به همین دلیل است که چون انسان عطسه کند به او گفته میشود: «یرحمک الله» (خدا تو را رحمت کند)، و چون عطسه یا خمیازه کشد، گشایشی مییابد.
و اما روح «مقلوبه» (واژگون)، کرمها، مدفوع و ادرار از آن است و آن روحی معذب است که در بینیاش ادرار و در دهانش پلیدی جاری است، به همین دلیل است که و ضو برای آنچه از پایین بدن خارج میشود قرار داده شد و برای آنچه از بالا خارج میشود قرار داده نشد، به سبب و اژگون بودن این روح».
سپس (که عزتش شکوهمند باد) فرمود: «و مولود کافرِ آزموده شده (ممتحن)، در آن هنگام روحش خارج میشود و فرشتگان آن را حمل کرده تا به چشمهای به نام «عین الرذال» (چشمه پستی) بیاورند، سپس فرشتگان آن را در آن فرو میبرند، پس گویی هرگز نعمتی به او نرسیده است، سپس فرشتگان آن را به سوی عذاب خارج کرده تا فرودش آورند و آن را در رحم همراه با دو روح معذب دیگر حبس کنند تا خون بمکد و پلیدی بخورد تا زمانی که و قت خروجش فرا رسد، چون روح به فرشتگان بنگرد، عرصه بر او




