معادن اسرارش محمد و خاندانِ نیکوکارش باد؛ و بر [آنکه] مقصدِ جویندگان و پناهِ عارفان است؛ هماو که بابِ معرفت، ارشادکننده به سوی حق و راهنمای دلالتکننده بر اوست.
و[درود] بر یتیمانِ پیروانِ خاصِ او؛ آن انوارِ درخشان و ستارگانِ تابناک، و بر «اهلِ مراتب» که خداوند تقدیسشان کند، و بر حاملانِ سرّ مکنون (پنهان) خداوند سلام و درودِ فراوان باد.
اما بعد: پس همانا خداوند تعالی، خلق را با قدرتش آفرید و آنان را با فطرتش سرشت و ایشان را در اطوار و مراحل گوناگون قرار داد و در هر نفسی، شناختِ حالی را که آن را بپسندد و برگزیند و به آن عشق و رزد، محبوب گردانید؛ از میان تمام فنون و انواع علوم، از آداب و علم نجوم و لغت و فلسفه و تمامی مذاهب و ادیان و قرائتی که خلق با آن سر و کار دارند و غیر آن، پس برای این معارف، اصلی دارند که هرگاه عارف به این فنونِ یادشده آگاه نباشد، سزاوار نیست که عارف نامیده شود، و همچنین سزاوار نیست که صادق (راستگو) نامیده شود، حتی اگر در معاملات و تجارت و داد و ستد خود، صدق به کار گیرد و از فزونطلبی بپرهیزد؛ زیرا صدقِ (حقیقی) آن است که در راه خدا و اولیائش باشد، به دلیل این فرموده خداوند عز و جل: «روزی که از صادقان درباره صدقشان میپرسد»1، اما آنچه در غیر راه خدا باشد، جایز نیست که صدق باشد




