وروایت شده است: «همانا چشمههای کبریا (بزرگی) همان سطر امامت هستند، و زبان، شخصِ (مظهر) «فاء» است و او همان «میم» است»
و اما استنشاق (آب در بینی کردن)، دلیلی بر گرفتن تمام علم از دو «حاء» است و با معرفت آن دو، توحید برایت صحیح گشته و بوی حیات ابدی را استنشاق کردهای.
و اما شستن دو دست تا آرنج؛ پس دو دست، دو شخصِ دو یتیم هستند (یتیم در اینجا اصطلاحی برای مرتبهای بلند در سلسله مراتب روحانی است)، دست راست دلیلی بر مقداد است و دست چپ دلیلی بر ابوذر، پس دست راست برای صورت است و دست چپ برای سایر بدن، و مقداد به دست راست اختصاص یافت به دلیل برتری و پیشی گرفتنش و به دلیل این سخن مولا تعالی دربارهٔ او: «همانا از علم ما به سوی شما الفِ غیر معطوف (الفِ مستقیم و خمنشده) خارج شد و اگر خم میشد، شما نیز خم میشدید (به شک میافتادید)،» معنایش آن است که مقداد شک نکرد و اگر او شک میکرد شما نیز شک میکردید.
و مانند تأخیر او از سجده همراه با حروف و سخن مولایش «عین» (اشاره به امیرالمؤمنین، علی) (که ثنایش بزرگ باد) به او: «چرا سجده نکردی؟» پس گفت: «منتظر امر تو بودم،» پس با این کار رستگار شد و آخرینِ آنها بود اما اولینِ آنها گشت و پیشی گرفت، و او صاحب یمین (یار دست راست) است، تمام اینها را «سین» به امر «میم» به او بخشید، و معنای یمین آن است که هرکس خدا را از جهت مقداد به حق




