مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

المعارف و تحفه‌ای برای هر عارف - ابوسعید میمون طبرانی

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 290 من 299

ستمگران جبار را به زیر کشیدند (از قدرت ساقط کردند) و آیات و براهین را برپا داشتند، و هر آنچه آنان داشتند، برای شما نیز هست، و به راستی که خداوند به شما چیزی عطا کرده که به آنان نداده است، پس چه چیز دست شما را از پسر هند (کنایه از معاویه) کوتاه کرده و قدرتتان را بر او کوچک می‌نمایاند؟ پس امیرالمؤمنین – که عزّتش شکوهمند باد – فرمود: ﴿تا آنکه هلاک می‌شود، با برهانی روشن (حجتی آشکار تا جای شک و بهانه‌ای نماند) هلاک شود و آنکه زنده می‌ماند، با برهانی روشن زنده بماند﴾ سپس فرمود: «سوگند به آنکه جان محمد در دست اوست، اگر می‌خواستم، همین پای خود را دراز می‌کردم «و با دست راست بر ران راست خود زد و پا و ساقش را گسترد» و با آن به سینه پسر هند در حالی که بر تختش در دمشق بود می‌زدم و او را به زیر می‌افکندم و پا و ساق او آنچنان دراز شد که از مسجد جامع خارج گشت در حالی که مردم نظاره می‌کردند، سپس آن را دیدند که از دروازه‌های کِنده و اطراف منطقه قبیله سَکون به سوی بیابان خارج می‌شود، آنگاه در همان لحظه آن را بازگرداند»

وفرمود: «بی‌تردید خبر پسر هند و آنچه با او کردم به شما خواهد رسید،» پس اخبار از دمشق رسید که یک پا و ساق از دروازه [کاخ] معاویه و ارد شد در حالی که مردم نگاه می‌کردند تا به سینه او رسید و او را از تختش بر فرق سرش به زمین افکند و سپس بازگشت.

وَحَدَّثَنِي الشَّيْخُ الثِّقَةُ أَبُو الْحُسَيْنِ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْجِلِّيُّ عَنْ شَيْخِهِ الخُصَيْبِيِّ يَرْفَعُ الحَدِيثَ إِلَى حُمْرَانَ بْنِ أَعْيُنٍ قَالَ: سَأَلَ أَبُو حَنِيفَةَ مَوْلَانَا الصَّادِقَ عزَّ عِزُّهُ عَنِ العَرْشِ مَا هُوَ

الصفحة 290 من 299