شِيعَتِنَا" فَفَعَلَ أَبُو سَلِيطٍ ذَلِكَ، و عَادَ بِهِ إِلَى خُرَاسَانَ و هُوَ عَلَى بَصِيرَةٍ مِنْ دِينِهِ، و صِحَّةٍ مِنْ يَقِينِهِ بِإِذْنِ اللَّهِ و تَوْفِيقِهِ.
وشیخ مورد اعتماد، ابوالحسین محمد بن علی الجِلّی برایم حدیث کرد گفت: حسین بن حمدان خصیبی (رضی الله عنه) برایم حدیث کرد گفت: ابومحمد عبدالله بن محمد الفارسی الجَنّان برایم حدیث کرد گفت: عبدالله بن حازم برایم حدیث کرد گفت: علی بن حسکة با سندی که به یکی از اصحاب ما میرساند برایم حدیث کرد که او گفت: در مدینه در محضر مولایمان صادق (عزّ عزّه) بودیم که مردی از بزرگانِ پیروان ما در خراسان بر ایشان و ارد شد و به همراه او تعدادی شتر بود که از کالاهای کمیاب یمن و خراسان و دیگر شهرهای فارس و عمان بار شده بودند، در میان آنها شتری بود که مالی را حمل میکرد که شیعیان در خراسان از زکات و فطریهٔ خود آماده کرده و آن را با مردی از میان خودشان که به اباسلیط معروف بود، فرستاده بودند.
پس او با آن هدایا بر مولای ما و ارد شد و [اموال] در برابر ایشان حاضر گردید و مولایمان آن را به بهترین و جه پذیرفت، و اباسلیط و همراهانش را در خانهٔ خویش منزل داد و غلامان و خدمهٔ خود را به خدمت او گماشت و او را اکرامی تمام و کمال نمود، و او را بر سر سفره با خود حاضر میکرد و در کنار خویش مینشاند و با دست خود به او لقمه میداد، و [اباسلیط] بر سر سفره، انواع غذاهای کمیاب را میدید که در فصل و غیر فصل یافت میشد؛ از انواع شیرینیجات و گوشت بره و مرغ و نان سمید (نان آرد سبوسدار) و چیزهایی که نه در مدینه و نه در سایر بلاد حجاز یافت نمیشد.




