نشستم، هنگامی که سپیدهدم آشکار شد، سر خود را بلند کرد و دعاهایی خواند و ابتهال (تضرع) نمود، سپس برخاست و دستم را گرفت و به منزلش بازگشت.
پس گفتم: «سرورم، در این شب بر بندهات منّت گذار (از اسرار امشب مرا آگاه کن)،» فرمود: «مرا رها کن که خستهام (کَلّ: مانده و کوفته)،» گفتم: «سرورم، شما خسته و درمانده نمیشوید،» فرمود: «چگونه [خسته نشوم] در حالی که تو نشانهات را برداشتی (کنایه از اینکه من از رفت و برگشت تو آگاهم)؟» گفتم: «سرورم، [بگو] تا بر ایمان مؤمنان افزوده شود، پس در این شب بر من منّت گذار»
فرمود: «ای داوود، بشنو و در گوش گیر (به خوبی درک کن)، همانا آدم، اسم من است و حجابم (پوشش و صورت ظاهری من) آدَامُ خلقی است (یعنی قوام و مایهٔ حیات مخلوقاتم، از ریشه اُدم به معنای خورشت که با آدم به معنای شخص تفاوت دارد)، پس اوست که در میانشان همیشه آشکار است.
و او نوح است که به امر من به اولیایم و حی کرد و آنان را به اقرار به من و یگانگیام فراخواند، پس اولیایم بدون اکراه به سوی من شتافتند و منکران را غرق ساختم.
و او ادریس است که در ملکوت من بالا رفت و به امر من افلاک را برپا داشت و ستارگانش را روشن کرد و خورشید و ماهش را نورانی ساخت و به امر من، سعادت و نحوست امور را به خلایق شناساند؛ و سعادتمندان، اولیای من و اهل طاعت من هستند و نحسها (پدیدههای شوم) اضداد من، و ابلیسها و فرعونها دشمنان من هستند.




