را به خود نزدیک گرداند، خداوند او را به خود نزدیک گرداند، و هر کس خشمی را برای مؤمنی فرو خورد، خداوند بر او مهربان گردد، و هر کس به برادر خود نیکی کند، احسان خداوند به او متصل گردد، و هر کس (عیب) مؤمنی را بپوشاند، خداوند او را از بلایی که بر او و اجب شده است رهایی میبخشد (اقاله میکند، یعنی آن بلا را از او برمیدارد و حکم را فسخ میکند)»
وَعَنْ سَيِّدِنَا الْعَالِمِ عزَّ عِزُّهُ أَنَّهُ قَالَ: "مَا يَسْتَحِي الْمُؤْمِنُ أَنْ يَكُونَ لَهُ خَادِمٌ و أَخُوهُ مُحْتَاجٌ إِلَى مَنْ يَخْدُمُهُ بَلْ يُرْسِلُ إِلَيْهِ صَبَاحًا و مَسَاءً لِيَغْسِلَ ثِيَابَهُ و يُمَهِّدَ فِرَاشَهُ و يَصْنَعَ طَعَامَهُ" و سُئِلَ عَنْ خاتِمَةِ الْإِيمَانِ، فَقَالَ: "رِضَاءُ الإِخْوَانِ".
واز سرور ما عالم (عزتش و الا باد) روایت است که فرمود: «آیا مؤمن حیا نمیکند که خود خادمی داشته باشد در حالی که برادرش به کسی نیازمند است که به او خدمت کند؟ بلکه باید [خادم خود را] صبح و شام نزد او بفرستد تا لباسهایش را بشوید و بسترش را آماده کند و غذایش را فراهم سازد»، و از ایشان دربارهی خاتمهی ایمان (کمال و سرانجام آن) پرسیده شد، پس فرمود: «خشنودی برادران
وَقَالَ عزَّ عِزُّهُ: "أَبْعَدُ مَا يَكُونُ العَبْدُ مِنَ اللَّهِ إِذَا عَاقَّ و الِدَيْهِ و أَبْعَدَ إِخْوَانَهُ".
و(ایشان که) عزتش و الاست فرمود: «دورترین حالتی که بنده از خداوند دارد زمانی است که نافرمانی و الدین خود کند و برادرانش را از خود دور سازد».




