حَمَلَةُ العَرْشِ، و قَوْلُهُ عَزَّ و جَلَّ: ﴿سَبْعَةٌ و ثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ﴾1 الخَمْسَةُ الأَيْتَامُ و الوَلِيَّانِ، كَلْبُهُمْ: سَلْسَلٌ.
وَاليَوْمَانِ الخَفِيَّانِ اللَّذَانِ لَا يَطْلُعُ فِي لَيْلَتَيْهِمَا القَمَرُ هُمَا: القَاسِمُ بْنُ السَّيِّدِ مُحَمَّد، و المُحَسِّنُ، فَإِذَا ظَهَرَا طَلَعَ البَدْرُ و نَطَقَ السَّيِّدُ مُحَمَّدٌ فَطَلَعَ القَمَرُ فِي اللَّيْلَتَيْنِ.
برای ما ابوالحسن احمد بن محمد بن اسحاق جَهْبَذ در شهر طرابلس شام، در روز یکشنبه، دو شب مانده به پایان ماه ذیالحجه سال سیصد و نود و هشت حدیث کرد و برای ما ابوالحسن بن عبدالله حدیث کرد، گفت: برای ما ابوعبدالله حسین بن حمدان خصیبی حدیث کرد، گفت: برای ما ابوالحسن علی بن قاسم اهوازی حدیث کرد، گفت: برای ما عبدالله بن محمد حدیث کرد، گفت: برای ما محمد بن عبدالله بن مهران حدیث کرد، گفت: برای من محمد بن سنان حدیث کرد، گفت: بر آن عالِم – که عزتش افزون باد - و ارد شدم و نزد او جماعتی از عارفان بودند که در ظاهر و باطن و نهان و آشکار به توحید رسیده بودند، پس بر ایشان سلام کردم و آنان جوابم را دادند، و به من فرمود: «حاجتت چیست؟»
گفتم: سرورم، شناخت اعیاد عربی و عجمی (غیر عربی) و روزهایی که خداوند جلّ اسمه در کتابش ذکر کرده بر من دشوار گشته است، پس بر من با شناساندن آن منّت گذار.




