واز عالم (امام) – که عزتش افزون باد - روایت شده است که فرمود: «سلامتی در تسلیم بودن است».
وَقَالَ عزَّ عِزُّهُ: "سَلِّمْ تَسْلَمْ و ارْضَ تَرْضَى".
و[او] - که عزتش افزون باد - فرمود: «تسلیم شو تا در امان باشی و راضی باش تا خشنود شوی (یا: تا از تو راضی شوند)».
وَقَالَ العَالِمُ عزَّ عِزُّهُ: "مَا قَضَى اللَّهُ عَزَّ و جَلَّ عَلَى عَبْدٍ قَضَاءً فَرَضِيَّ بِهِ و اسْتَيْقَنَهُ إِلَّا و جَعَلَ اللَّهُ لَهُ فِيهِ الخِيَرَةَ".
وعالم (امام کاظم) که عزتش افزون باد، فرمود: «خداوند عز و جل برای هیچ بندهای قضایی (سرنوشتی) را مقرر نکرد که او به آن راضی شود و به آن یقین پیدا کند مگر آنکه خداوند برای او در آن خیر (و بهترین انتخاب) را قرار داد».
وَقَالَ عزَّ عِزُّهُ: "المُسَلِّمُ إِلَى الحَقِّ أَوَّلُ مَنْ يَصِلُ إِلَيْهِ".
واو (عالم) که عزتش افزون باد، فرمود: «آنکه تسلیم حق است، نخستین کسی است که به آن میرسد».
وَقَدْ حُكِيَ عَنْ بَعْضِ الأَوْلِيَاءِ المُتَقَدِّمِينَ أَنَّهُ امْتُحِنَ فِي بَعْضِ قُمْصَانِهِ بِفَاقَةٍ أَضَرَّتْ بِهِ و بَلَغَتْ مِنْهُ فِي نَفْسِهِ، فَقَالَ: أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَ اللَّهَ أَنْ يُخَفِّفَ عَنِّي هَذِهِ النَّازِلَةَ الَّتِي قَدْ




