وَرُوِيَ أَنَّهُ سُئِلَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سَبَأٍ عَليهِ السَّلامُ: بِمَ نِلْتْ هَذِهِ الْمَنْزِلَةَ مِنْ مَوْلَاكَ؟ فَقَالَ: "مَا كُنْتُ فِي حَالَةٍ قَطُّ فَسَأَلْتُهُ أَنْ يَنْقُلَنِي مِنْهَا إِلَى غَيْرِهَا حَتَّى يَكُونَ هُوَ الْمُبْتَدِئَ لِي بِذَلِكَ و لَا آثَرْتُ عَلَيْهِ سِوَاهُ".
وروایت شده است که از عبدالله بن سبأ (علیه السلام) پرسیده شد: «این منزلت (جایگاه) را نزد مولایت به چه چیز یافتی؟» پس گفت: «هرگز در هیچ حالی نبودم که از او بخواهم مرا از آن حال به حالی دیگر منتقل کند، مگر آنکه خود او آغازگر این تغییر برای من باشد، و هرگز غیر او را بر او ترجیح ندادم (مقدم نداشتم)».
وَرُوِيَ أَنَّهُ كَانَ بِمِصْرَ رَجُلٌ يُقَالُ عَنْهُ أَنَّهُ يَعْرِفُ اسْمَ اللَّهِ الْأَعْظَمَ فَقَالَ لَهُ غُلَامٌ مِنْ بَعْضِ مَنْ كَانَ يَجِيءُ إِلَيْهِ: يَا عَمِّي بَلَغَنِي أَنَّكَ تَعْرِفُ اسْمَ اللَّهِ الْأَعْظَمَ فَلَوْ سَأَلْتَهُ أَنْ يَكْشِفَ عَنْكَ هَذَا الْبَلَاءَ، فَقَالَ لَهُ: يَا بْنَ أَخِي هُوَ الَّذِي ابْتَلَانِي و أَنَا أَكْرَهُ أَنْ أَرُدُهُ فِي فِعْلِهِ.
وروایت شده است که در مصر مردی بود که دربارهاش گفته میشد اسم اعظم خداوند را میداند، پس جوانی از کسانی که نزد او میآمدند به و ی گفت: «ای عمو، به من خبر رسیده است که تو اسم اعظم خداوند را میدانی، کاش از او میخواستی که این بلا (گرفتاری) را از تو برطرف کند»، مرد به او پاسخ داد: «ای برادرزاده، اوست که مرا مبتلا کرده است و من خوش ندارم که فعل او را رد کنم (با خواست او مخالفت و رزم)»
وَعَنِ العَالِمِ عزَّ عِزُّهُ أَنَّهُ قَالَ: "السَّلَامَةُ فِي التَّسْلِيمِ".




