وگفته شده است: «شخصِ بدون ادب، مانند لفظِ بیمعنا و کالبدِ بیروح است، و ادب نیکو آن است که با قوم خود نزاع نکنی، و آنچه را نمیدانی نگویی، و به آنچه دست نمییابی نپردازی، و زبانت با آنچه در قلبت است مخالفت نکند، و آشکارَت با نهانت [مخالفت نکند]».
وَقِيلَ: "احْرِصْ الْحِرْصَ كُلَّهُ عَلَى الْأَدَبِ فَإِنَّهُ دَلِيلٌ عَلَى الْمُرُوءَةِ و أُنْسٌ فِي الْوَحْشَةِ و صَاحِبٌ فِي الْغُرْبَةِ، و قَرِينٌ فِي الْحَضْرَةِ، و وَسِيلَةٌ عِنْدَ انْقِضَاءِ الْوَسَائِلِ، و غِنًى عِنْدَ الْعَدَمِ و رِفْعَةٌ لِلْحَسَبِ، و بِهِ يُنَالُ الْعِزُّ و الشَّرَفُ، و رَأْسُ الْأَدَبِ أَنْ يَكُونَ قَوْلُكَ مَعَ فِعْلِكَ، و لَا خَيْرَ فِي نَظَرٍ إِلَّا مَعَ خِبْرَةٍ، و لَا فِي مَالٍ إِلَّا بِجُودٍ، و لَا فِي صَدِيقٍ إِلَّا بِالْوَفَاءِ و لَا فِي الْفِقْهِ إِلَّا بِالْوَرَعِ، و لَا فِي الصَّدَقَةِ إِلَّا بِالنِّيَّةِ، و لَا فِي الْحَيَاةِ إِلَّا بِالصِّحَّةِ و الْأَمْنِ".
وگفته شده است: «تمام حرص و کوشش خود را بر ادب [متمرکز] کن، چرا که آن راهنمای مروّت (مردانگی و جوانمردی)، و مونس در هنگام و حشت، و همراه در غربت و همنشین در حضور (در و طن)، و وسیلهای در زمان پایان یافتن و سایل، و بینیازی در هنگام نداری، و سربلندی برای حَسَب (اصل و نسب) است، و با آن به عزت و شرافت میتوان دست یافت، و سرآمدِ ادب آن است که گفتارت با کردارت یکی باشد، و خیری در نگاه نیست مگر با آگاهی، و نه در ثروت مگر با بخشندگی، و نه در دوست مگر با و فاداری، و نه در فقه (فهم دین) مگر با و رع (پرهیزکاری)، و نه در صدقه مگر با نیّت و نه در زندگی مگر با سلامتی و امنیت».




