پس پرده قرار دارد که علی باشد)»، گفتم: پس سهشنبه (الثلاثاء)؟ فرمود: «شخصِ «فاء» (کنایه از فاطر/فاطمه)»، گفتم: پس چهارشنبه (الأربعاء)؟ فرمود: «حاء اول (کنایه از حسن)»، گفتم: پس پنجشنبه (الخمیس)؟ فرمود: «حاء دوم (کنایه از حسین)»، گفتم: پس جمعه (الجمعة)؟ فرمود: «فراخواندن «معنی» (ذات الهی و حقیقت غایی که همان امیرالمؤمنین است) توسط خودش به سوی خودش، آنگاه که میانشان ظاهر شد و آنان را به سوی خود جمع کرد (جَمَعَهُمْ)، پس جمعه نامیده شد»، و از طریقی دیگر و ارد شده است که جمعه، فاطر است، و روزها به او منسوب است، آنجا که گفته میشود: «ایام جمعه» (روزهای هفته)، و روزهای هفته همان سطرِ (سلسلهی) امامت هستند.
وَالَّذِي رَوَيْتُهُ عَنِ الشَّيْخِ الثِّقَةِ أَبِي الْحُسَيْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْجَلِيِّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: سَأَلْتُ شَيْخِي و سَيِّدِي و وَالِدِي أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنَ بْنَ حَمْدَانَ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ عَنْ أَشْخَاصِ السَّبْعَةِ أَيَّامٍ و أَشْخَاصِ السَّبْعِ لَيَالِي و أَشْخَاصِ سَاعَاتِ النَّهَارِ و أَشْخَاصِ سَاعَاتِ اللَّيْلِ.
و آنچه از شیخ ثقه، ابوالحسین محمد بن علی الجلّی (رضی الله عنه) روایت کردهام این است که گفت: از شیخ و سرور و پدرم، اباعبدالله الحسین بن حمدان (که همان خُصَیبی است و خداوند روحش را مقدس گرداند) دربارهی اشخاصِ هفت روز و اشخاصِ هفت شب و اشخاصِ ساعات روز و اشخاصِ ساعات شب پرسیدم.




