(پنداشتی در دیدگان بینندگان) است؛ به صورتی که بیننده آن را از جهتِ خودش (از دیدگاه محدود انسانی خود) میبیند، نه از جهتِ حق سبحانه.
عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُ مولانا أَبَا جَعْفَرٍ الثَّانِيَ عَزَّ عِزُّهُ عَنْ التَّوْحِيدِ، فَقُلْتُ: أَتَوَهَّمُ شَيْئًا فَقَالَ: نَعَمْ غَيْرَ مَعْقُولٍ وَلَا مَحْدُودٍ، فَمَا وَقَعَ وَهْمُكَ عَلَيْهِ مِنْ شَيءٌّ فَهُوَ خِلَافُهُ، لَا يُشْبِهُهُ شَئٌّ، وَلَا تُدْرِكُهُ الْأَوْهَامُ كَيْفَ تُدْرِكُهُ الْأَوْهَامُ وَهُوَ خِلَافُ مَا يُعْقَلُ وَخِلَافُ مَا يُتَصَوَّرُ فِي الْأَوْهَامِ، إِنَّمَا يُتَوَهَّمُ شَيءٌ غَيْرُ مَعْقُولٍ وَلَا مَحْدُودٍ1
از عبدالرحمن بن ابی نجران روایت است که گفت: از مولایمان ابا جعفر ثانی (امام جواد) عَزَّ عِزُّهُ درباره توحید پرسیدم و گفتم: آیا میتوانم چیزی را توهم (در وهم تصور) کنم؟ فرمود: آری، [اما آن چیز] غیر معقول (فراتر از درک عقل) و نامحدود (بیحد و مرز) است. پس هر چیزی که وَهم تو بر آن واقع شود (هر چه در وهمت آید)، او خلافِ آن است. چیزی شبیه او نیست و اوهام او را درک نمیکنند. چگونه اوهام او را درک کنند در حالی که او خلاف آن چیزی است که تعقل میشود و خلاف آن چیزی است که در اوهام تصور میگردد. همانا تنها چیزی توهم میشود که غیر معقول و نامحدود باشد.
پس ای برادر مؤمن من، تأمل کن. همانا مولا ابتدا توهم را اثبات نمود و سپس آن را نفی کرد، زیرا صورت در حقیقت در چشمِ بیننده است و آن صورت همچون سراب میباشد.




