صورت او نیست.» گفتم: «ای مولای من، چگونه است که او صورت نیست و صورت او نیست؟» فرمود: «همانا صورتِ دیدنی، همان غایت کلی (نهایت تجلی) است. و او تعالی صورتی است نه مانند صورتها، و جسمی است نه مانند جسمها، و ابزاری است نه مانند ابزارها، و نوری است نه مانند نورها.
عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ مِنْهُ السَّلَامُ : إِنَّ مَوْلَانَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَزَّ عِزُّهُ ظَهَرَ بِالْجِنْسِ وَهُوَ مُجَنِّسُ الْأَجْنَاسِ وَرَبُّ الْجَنَّةِ وَالنَّاسِ لِأَنَّ الْخَلْقَ لَمْ يَكُنْ فِيهِمْ أَنْ يَعْرِفُوا أَوْ يَجِدُوا أَوْ يُشَاهِدُوا صُورَةً غَيْرَ مُمَاثِلَةٍ صُوَرَهُمْ
جناب مفضل منه السلام فرمود:« همانا مولای ما امیرالمؤمنین (عزتش والا باد) به صورت یک جنس (نوع بشر) ظاهر شد، در حالی که او خود جنسدهندهٔ جنسها (آفریننده انواع) و پروردگار بهشت و مردمان است. زیرا در سرشت خلق نبود که بتوانند صورتی را که همانند صورتهای خودشان نباشد، بشناسند یا بیابند یا مشاهده کنند»1




