مخالفت با آنان است. و عامه از یک جهت، همان نواصب هستند، و از جهتی دیگر، همان مقصّره میباشند.
سُئِلَ مَوْلَانَا الصَّادِقُ عَزَّ عِزُّهُ عَنْ شَئٍّ يُرْوَى عَنْهُ وَ يُرْوَى عَنْهُ خِلَافُهُ فَبِأَيِّهِمَا نَأْخُذُ؟ قَالَ: خُذْ بِمَا خَالَفَ الْقَوْمَ،وَمَا وَافَقَ الْقَوْمَ فَاجْتَنِبْهُ1
«از مولای ما صادق (عزّ عزّه) دربارۀ چیزی سؤال شد که از ایشان روایت میشود و خلاف آن نیز از ایشان روایت میشود. [ پرسیدند:] «کدام یک را باید برگزینیم؟» فرمود: «آنچه را که مخالفِ قوم است برگیر، و آنچه را که موافقِ قوم است، از آن دوری کن.
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللهِ قُلْتُ لمولانا الرضا عّزَّ عِزُّه : كَيْفَ نَصْنَعُ بِالْخَبَرَيْنِ الْمُخْتَلِفَيْنِ؟ فَقَالَ: إِذَا وَرَدَ عَلَيْكُمْ حَدِيثَانِ مُخْتَلِفَانِ فَانْظُرُوا مَا يُخَالِفُ مِنْهُمَا الْعَامَّةَ فَخُذُوهُ، وَانْظُرُوا مَا يُوَافِقُ أَخْبَارَهُمْ فَدَعُوهُ.
«از محمد بن عبدالله روایت است که گفت: به مولایمان رضا (عزّ عزّه) عرض کردم: «با دو روایت مختلف چه کنیم؟» فرمود: «هرگاه دو حدیث مختلف به شما رسید، نگاه کنید کدام یک از آن دو با عامه مخالفت دارد، پس همان را برگیرید. و نگاه کنید کدام یک با اخبار آنان موافقت دارد، پس آن را رها کنید.2




