هایتان بر باد رفت به محض اینکه منادی حقی را شنیدند که آنان را به تنزیه آفریدگار میخواند آنان را دیدی که منکرانه فریاد میزنند به گمان اینکه آنان مدافعان دین هستند {يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا1 گمان میکنند که کار نیکو انجام میدهند}
پس آنان کسانی هستند که به حسین طعنه زدند و او را به حجت دفاع از دین و یاری مستضعفان و پیروزی خون بر شمشیر ظالمان خوار کردند بلکه بر سرکشی و استکبارشان افزودند و از حریم رسول خدا عزعزه بردگان و کنیزانی اسیر شده در شب تاریک قرار دادند جایی که نه مردی و نه حامی و نه پناهی بود خداوند آنان را زشت گرداند چقدر بر حریم آل رسول جرأت ورزیدند و فرزندان بتول را کوچک شمردند آیا نمیدانستند که آنان به چیزی میگویند باش پس میباشد و ملک سیحون و جیحون و تمام کون در دستانشان است پس بر ناصبیان ایرادی نیست که بر آنان خندیدند و آنان را استهزا کردند پس چه شده است کسی را که عالم هستی مانند گردویی در دست اوست مانند بز ذبح میشود و کسی که وجود مانند درهمی در دست اوست از خانه اش مانند شتر بیمار و کند رو رانده میشود پس ای برادرم آنچه را برایت آوردیم با قوت بگیر و به آن چنگ بزن مولا جزای محسنین را به تو دهد و مقامت را در دو سرا بالا برد و خبرش را میان عوام فرومایه فاش مکن که با زبان های خبیث و کینه های دفینه به تو حمله ور شوند و در پایان به مقصره منکر اصرار کننده بر گناه




