وظَفِرَ بِالنُورِ وحَلاوِةِ السُرُورِ وعَرَفَ الظُهُورَ ونَالَ ثَوَابَهَا فأُولئِكَ هُمُ المُقَربُونَ فِي جَنِّاتِ النَّعِيمِ 1
«و مولای ما امیرالنحل عزّ عزّه فرمود: «همانا برای معرفت ما دلالتی (نشانهای راهنما) است. پس هر کس به اشارات دست یابد و دلالتها را بشناسد، مزاجش معتدل گردد و راهش استوار شود. و در تاریکیها ببیند و از تهمتها (و تردیدها) نجات یابد. و به نور و شیرینیِ سرور دست یابد. و ظهور (تجلی الهی در صورت بشری) را بشناسد و به ثواب آن نائل آید. پس آنان همان مقربان در بهشتهای پرنعمتاند
پس «هر کس به اشارت دست یابد و دلالت را بشناسد، مزاجش معتدل گردد و راهش استوار شود.» و این همان چیزی است که در این کتاب در پی آنیم؛ و آن این است که ای برادر، اشاره را از کتابهای ظاهر برایت بیاوریم و دلالت را از کتابهای باطن برایت بشناسانیم.
عَنْ يُونُسَ بْنِ ظَبْيَانِ عليِه السَلامُ عَنْ اَلْمُفَضَّلِ بْنْ عُمَرْ مِنهُ السَلامُ قَالَ سَيِّدِي وَمَوْلَايَ الصادق عزَّ عِزُّه : لَوْلَا اَلتَّلْبِيسُ مَا جُهِلَ اَللهُ أَنْ لَا يَعْبُدَ ، وَلَوْلَا اَلتَّصْرِيحُ مَا عَرَفَ اَللهَ أَحَدٌ وَقَدْ أَخْفَى اَللهُ دِينَهُ حَتَّى ظُنَّ أَنَّهُ يُحِبُّ أَنَّ لَا يُعْبَدَ ، وَلَقَدْ أَظْهَرَ أَمْرَهُ حَتَّى ظُنَّ أَنَّهُ أَحَبَّ أَنَّ لَا يُجْهَلَ2




