عزتت سوگند قوم مرا کسی جز تو گمراه نکرده است فرمود راست گفتی. گفت: ای حکیم حکیمان شایسته نیست که حکیمی از تو حکیم تر باشد.
پس این صدای گوساله برای فتنه بود و صدای سر نیز برای فتنه بود پس در آن زیانی نیست و در آن معجزه ای نیست .
سخن مبنی بر اینکه قتل بر جنبه ناسوتی(مادی) امام واقع شده است نه لاهوتی.
و از چیزهایی که مقصره به آن می بالند این است که آنچه در کربلا کشته شد ناسوت حسین عزعزه بود نه لاهوتش میگوییم و خداوند توفیق دهنده است که معلوم است هیچ نفسی کشته نمیشود مگر آنکه آن مقتول ناسوت اوست نه حقیقتش پس اگر دشمن خدا کشته شود جز بدنش کشته نمیشود و اما حقیقتش باقی است و عذابش میدهد پس این استدلال مقصره بسیار ضعیف است و معروف همان است که پیشتر بیان کردیم که حسین عزعزه و یارانش لمس آهن را نه گرمی و نه سردی آن را نچشیدند پس هدف یا حکمت از کشتن شخصی که هیچ دردی از قتل و عذاب حس نمیکند و نمیبیند چیست؟ پس این حجت آنان سست است و این توجیه آنان تا آخرین حد مسخره است. که حتی شمر لعنه الله را اگر بکشیم بدن و ناسوتش را میکشیم و روح و باطنش با شمشیر کشته نخواهد شد پس چگونه کشته شدن حسین عزعزه را با کشته شدن کافری مقایسه میکنند؟ و همانا پیشتر بیان کردیم که بهره های بشری بر




