عَنْ كَعْبِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ عَزَّ عِزُّهُ : إِنّ اللَّهَ لَمّا وَعَدَ مُوسَى أَنْ يُكَلِّمَهُ خَرَجَ لِلْوَقْتِ الَّذِي وَعَدَهُ ، فَبَيْنَمَا هُوَ يُنَاجِي رَبَّهُ إِذْ سَمِعَ خَلْفَهُ صَوْتًا ، فَقَالَ : إِلَهِي ، إِنِّي أَسْمَعُ خَلْفِي صَوْتًا ، قَالَ : لَعَلَّ قَوْمَكَ ضَلُّوا ، قَالَ : إِلَهِي ، مَنْ أَضَلَّهُمْ؟ قَالَ: أَضِلَّهُمْ السَّامِرِيُّ ، قَالَ : فَبِمَ أَضَلَّهُمْ ؟ قَالَ : صَاغَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ ، قَالَ: إِلَهِي ، هَذَا السَّامِرِيُّ صَاغَ لَهُمْ الْعِجْلَ ، فَمَنْ نَفَخَ فِيهِ الرُّوحُ حَتَّى صَارَ لَهُ خُوَارٌ ؟ قَالَ : أَنَا ، يَا مُوسَى ، قَالَ : فَوَعِزَّتِكَ ، مَا أَضَلَّ قَوْمِي أَحَدٌ غَيْرَكَ ، قَالَ: صَدَقْتَ ، قَالَ : يَا حَكِيمَ الْحُكَمَاءِ ، لَا يَنْبَغِي حَكِيمٌ أَنْ يَكُونَ أَحْكَمَ مِنْكَ.1
« از کعب بن مالک گفت رسول خدا عزعزه فرمود همانا خداوند چون به موسی وعده داد که با او سخن بگوید در وقتی که وعده داده بود خارج شد پس در حالی که با پروردگارش مناجات میکرد پشت سرش صدایی شنید پس گفت خدایا من پشت سرم صدایی میشنوم. فرمود شاید قومت گمراه شده اند گفت خدایا چه کسی آنان را گمراه کرد فرمود سامری آنان را گمراه کرد گفت با چه چیزی آنان را گمراه کرد فرمود برایشان گوساله ای ساخت پیکری که صدایی داشت. گفت خدایا این سامری گوساله را برایشان ساخته است پس چه کسی در آن روح دمید تا صدایی داشته باشد؟ فرمود: من ای موسی! گفت: پس به




