هایشان به آن می بالند و آن مسئله خواندن سوره کهف از سر حمل شده است پس میگوییم.
قَالَ مَوْلَانَا الْبَاقِرُ عَزَّ عِزَّهُ : ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ إِلَى مُوسَى : إِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ وَعَبَدُوا الْعِجْلَ وَلَهُ خُوَارٌ فَقَالَ مُوسَى يَا رَبَّ الْعِجْلِ مِنَ السَّامِرِيِّ فَالْخَوَارُ مِمَّنْ ؟ فَقَالَ مِنِّي يَا مُوسَى انِّى لَمَّا رَأَيْتُهُمْ قَدْ وَلَّوْا عَنِّي إِلَى الْعِجْلِ أَحْبَبْتُ انْ أَزِيدَهُمْ فِتْنَةً.1
«مولای ما باقر عزعزه فرمود سپس خداوند به موسی وحی کرد ما قوم تو را بعد از تو آزمودیم و سامری آنان را گمراه کرد و گوساله را پرستیدند در حالی که صدایی داشت پس موسی گفت پروردگارا گوساله از سامری است پس صدا از کیست؟ فرمود از من ای موسی! همانا من چون دیدم آنان از من به سوی گوساله روی گرداندند دوست داشتم که فتنه آنان را بیفزایم.»
به سخن خدای تعالی در روایت توجه کن که صدای گوساله از او بود زیرا قوم از او به سوی گوساله روی گرداندند پس سزاوار فتنه ای از جانب خدا شدند و سزاوار شدند که آنان را گمراه کند و این به خدا سوگند دلیلی کافی است که وجود روایات قتل و معجزات را تفسیر میکند.
و همچنین در کتاب های نواصب آمده است:




