و ده ها لغزش در این کتاب وجود دارد و نمیخواهیم در این امر تفصیل دهیم تا بحث طولانی نشود و معلوم است که در کتابخانه های فارسی و هندی صدها کتاب مقتل دروغین و قصه ها و خرافات عجیبی وجود دارد که خداوند هیچ سلطانی برای آنها نازل نکرده است خداوند مؤلفان و تصدیق کنندگانشان را زشت گرداند پس این حال کتاب های مقتلی است که اخبارشان شایع شده و برخی از آنها در جامعه شیعی از مسلمات گشته است و کتاب موثقی وجود ندارد که یکی از اصحاب ثقه مثلا آن را نوشته باشد بلکه کسانی آن را نوشتند که در آن زمان قدرت به دستشان بود و حتی آنهایی که نوشته شد به ما نرسیده و ثابت نشده که همانهاست سپس مجموعه ای از مقتل ها به دنبال آن آمد که در قرون متأخر نوشته شد دروغ در آنها به دلیل عدم انسجام حوادث و محال بودن وقوع تمام راه های شکنجه و قتل بر یک شخص یا در یک زمان واضح بود جایی که یک بار سیصد ضربه شمشیر و نیزه میخورد و باری دیگر از کثرت تیرها مانند جوجه تیغی میشود و باری دیگر بر زمین می افتد و قاتلش بر سینه اش مینشیند و سرش را میبرد سپس بعد از آن اسب ها سینه اش را خرد میکنند و او را با زمین یکسان میسازند سپس بعد از آن میگویند که او لرزید و حرکت کرد و برخاست و افتاد هنگامی که به خیمه هایش هجوم بردند سپس بعد از این لباس هایش را غارت میکنند و نمیدانم بعد از همه اینها کدام لباس باقی میماند و با این وجود بعد از آنکه مجالس عزا بسیار شد و روزضه خوانی ها زیاد شدند حوادث شروع به تحول کرد و هر سال راه های شکنجه جدیدی




