«مولای ما صادق (عزّ عزّه) به مردی که به ایشان عرض کرد، فرمود: «ای پسر رسول خدا، مردی که به دروغگویی شناخته شده، از جانب شما حدیثی برای ما میآورد که برایمان ناآشناست. آیا آن را به خودش بازگردانیم؟» [امام] فرمود: «آیا به شما میگوید که جعفر بن محمد میگوید شب، شب نیست و روز، روز نیست؟» [مرد] گفت: [سخنش] به این حد نمیرسد.» پس امام عزو جل فرمود: «اگر به تو گفت که جعفر بن محمد میگوید شب، شب نیست و روز، روز نیست، او را تکذیب مکن. زیرا اگر او را تکذیب کنی، همانا جعفر بن محمد را تکذیب کردهای.»
حدیث بعدی از کتابهای موحدین است و از حدیثی که پیش از آن، از کتابهای ظاهر (کتب اهل شریعت ظاهری) آمد، روشنتر است. و نشانههای بلاغت در آن درخشان، و انوار بیان در آن آشکار است.
عَنْ مَوَلانا الصادق عَزَّ عِزُّهُ أَنْكِرْ مَنْ تَعْرِفُ حَتَّى يَصِحَّ لَكَ مَعْرِفَةُ مَنْ لَا تَعْرِفْ1
« از مولای ما صادق (عزّ عزّه): آنچه را میشناسی انکار کن، تا معرفت آنچه نمیشناسی برایت صحیح و استوار گردد.» (یعنی: از شناخت ظاهری و سطحی خود دست بکش تا درک باطنی و حقیقی برایت حاصل شود.)




