به سخن آورد تا از فریبکاری سامری خبر دهد پس موسی عزعزه امر کرد که هر کس آن را نپرستیده هر کس را که پرستیده بکشد پس بیشترشان تبرئه جستند و گفتند ما آن را نپرستیدیم پس خداوند عزوجل به موسی عزعزه فرمود: این گوساله طلا را با آهن سوهان بزن سپس آن را در دریا بپاش پس هر کس از آب آن بنوشد دو لب و بینی اش سیاه میشود و گناهش آشکار میگردد .پس چنین کرد و پرستندگان گوساله آشکار شدند پس خداوند به دوازده هزار نفر امر کرد که بر باقی ماندگان با شمشیرهای کشیده خروج کنند و آنان را بکشند و منادی اش ندا داد آگاه باشید که خداوند لعنت کرده کسی را که با دست یا پایی آنان را باقی گذارد و خداوند لعنت کرده کسی را که به مقتول بنگرد تا شاید او را از نزدیکان یا خویشاوندانش بیابد و از او بگذرد و به سوی بیگانه ای برود پس کشته شوندگان تسلیم شدند، پس کشندگان گفتند مصیبت ما از آنان بزرگتر است ما با دستان خود پدران و مادران و پسران و برادران و نزدیکانمان را میکشیم در حالی که ما نپرستیدیم. خداوند در مصیبت میان ما و آنان مساوات برقرار کرده است پس خداوند تعالی به موسی وحی کرد ای موسی من آنان را به این دلیل آزمودم که آنان هنگامی که دیگران گوساله را پرستیدند از ایشان کناره نگرفتند و آنان را ترک نکردند و به خاطر آن با ایشان دشمنی نورزیدند.
تو را به خدا سوگند میدهم ای مؤمن آیا عقوبتی مانند این عقوبت دیده ای که در آن خداوند مؤمنانی را که قدمهایشان لغزیده بود قرار داد که برخی برخی




