مكتبة كتيبة محمّد بن نصير Muhammad bin Nusayr's Library Bibliothèque de Muhammad bin Nusayr کتابخانه کتیبه محمد بن نصیر

مَكْتَبَةُ كَتِيبَةِ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ

کربلا میان حقیقت و وهم، میان کشته شدن و تشبیه - کتیبه محمد بن نصیر

تصفّح
سحب للأسفل
الصفحة 425 من 524

وَ نَظَرَ إِلَى غُلَامٍ يَرْعَى جِدَاءً . فَقَالَ : " وَ اللهَ يَا سَدِيرُ لَوْ كَانَ لِي شِيعَةٌ بِعَدَدِ هَذِهِ الْجِدَاءِ مَا وَسِعَنِي الْقُعُودُ " .وَ نَزَلْنَا وَ صَلَّيْنَا ، فَلَمَّا فَرَغْنَا مِنَ الصَّلَاةِ عَطَفْتُ عَلَى الْجِدَاءِ فَعَدَدْتُهَا فَإِذَا هِيَ سَبْعَةَ عَشَرَ.1

« روایت شده از سدیر صیرفی که گفت بر مولای ما ابوعبدالله صادق عزعزه وارد شدم و به او گفتم به خدا سوگند برای تو نشستن جایز نیست. پس فرمود برای چه ای سدیر؟ گفتم به خاطر کثرت دوستداران و شیعیان و یارانت به خدا سوگند اگر امیرالمؤمنین به اندازه تو شیعه و یار و دوستدار داشت تیم و عدی(ابابکر و عمر) به جایگاه طمع نمیکردند. پس فرمود ای سدیر امید است چند نفر باشند؟ گفتم صد هزار نفر فرمود صد هزار نفر؟ گفتم آری و دویست هزار نفر. فرمود دویست هزار نفر؟ گفتم آری و نصف دنیا .پس او از من ساکت شد سپس فرمود آیا بر تو آسان است که با ما تا ینبع بیایی گفتم آری پس به الاغ و استری امر فرمود که زین شوند من پیشی گرفتم و بر الاغ سوار شدم. پس فرمود ای سدیر آیا میخواهی مرا بر الاغ ترجیح دهی؟ گفتم استر زیباتر و نجیب تر است. فرمود الاغ برای من راحت تر است. پس پیاده شدم او بر الاغ سوار شد و من بر استر سوار شدم. رفتیم و وقت نماز شد فرمود ای سدیر پیاده شو تا نماز بخوانیم. سپس فرمود این زمینی شوره زار است و نماز در آن جایز نیست پس رفتیم تا به زمینی سرخ رسیدیم و به پسری که بزغاله هایی را میچراند نگریست. فرمود به خدا سوگند ای سدیر اگر من

الهوامش

1الکافی ج2 ص 243
الصفحة 425 من 524