«و از مولای ما علی زین العابدین عزعزه که شیعیانش را که پدرش را تنها گذاشتند و کشتند سرزنش میکرد و میفرمود ای مردم شما را به خدا سوگند میدهم آیا میدانید که شما به پدرم نامه نوشتید و او را فریب دادید و به او عهد و میثاق و بیعت دادید و با او جنگیدید و او را تنها گذاشتید. پس تباه با اعمالی که انجام دادید و چه بد رأیی داشتید با کدام چشم به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نگاه میکنید آنگاه که به شما میگوید عترتم را کشتید و حرمتم را شکستید پس شما از امت من نیستید»
ای مقصر از خدایی که خدایی جز او نیست بترس چگونه این اعراب که بر پاشنه هایشان ادرار میکنند حسین را فریب دادند؟ چگونه این اوباش بر حسین خندیدند ؟!وای بر شما آیا عقلهایی دارید که با آن تعقل کنید ؟ای مقصره آیا خردی دارید که با آن درک کنید ای مقصره به خدا سوگند با این کتابمان و با این نقلمان و با این تلاشمان جز منزه داشتن مولایمان حسین جل جلاله را نمیخواهیم و اگر تا حد عقلهای شما پایین بیاییم بلکه تا حد کسانی که با چشمانتان آنان را مقصره میدانید بلکه برای کسی که به مقامات عالیه آنان ایمان ندارد و نهایت چیزی که به آن میرسد این است که آنان امامان و خلفای خدا هستند پایین می آییم پس به آنان میگوییم آیا حسین دعای مستجابی داشت؟ قطعا خواهند گفت آری ،میگوییم برای کسی که دعای مستجابی داشت کافی است که در دستان اهل کوفه بازیگر فریب خورده و مغرور و مسخره شده توسط آنان نباشد کسی که دعای مستجابی داشت به




