مقدمه
سپاس خدایی را که ازلیتبخشِ ازل، علتالعلل، و بلندمرتبه و والامقام است؛ مولای بزرگ و ازلی من، علی، امیر نحل زبانهای الهی از نعت (وصف) و صفت تو قاصر آمدند و دواتها و قلم در [وصف] تو تباه گشتند. لیکن این نیاز و فقر است که ما را وامیدارد تا در وصف تو پارهای از طومارهای شعر و نثر را بنویسیم، تا از نور و عظمت تو اندکی بسیار ناچیز را وصف کنیم. مقدس و متعالی هستی، ای پدر بزرگ ما، از آنچه در خط و سطر آید. پس از ما در آنچه وصف کردیم درگذر و از ما در آنچه نعت شمردیم چشمپوشی کن. همانا تو علی عظیمی.
گواهی میدهم، ای مولای من، که تویی خدای احد، واحد، فرد و صمد. گواهیای از ازل تا ابد و تا پس از پس از ابد. گواهیای که تا آخرین رمق حیات در آشکار و نهانم در من باقی است، به آن مُقِرّم. پس آن را بر صحیفه (پوست) دلم بنویس و آن را استوار گردان تا در روزی که نامهها درهم پیچیده و گشوده شوند، آشکار گردد.
و گواهی و اقرار میکنم که سرورم محمدِ حمد بنده و فرستادهٔ تو، و نامِ وصفشدهٔ تو و صفتِ نامأنوس (ناآشنای) توست؛ و اوست قلعه و دژ استوار برای کسی که قرب تو را بخواهد و پناهگاه برای کسی که وصل تو را اراده کند و ریسمان نجاتت را بطلبد. خداوندا ، به واسطه او نور ما را تمام گردان و اندوه




