نیرنگ آنان با مولانا الحسن عزعزه و خیانت به او
فَقَالَ مَوْلَانَا الْحَسَنُ الْمُجْتَبَى عَزَّ عِزُّهُ فِي حَقِّ شِيعَتِهِ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ : أَرَى وَاَللهِ أَنَّ مُعَاوِيَةَ خَيْرٌ لِي مِنْ هَؤُلَاءِ، يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ لِي شِيعَةٌ، ابْتَغَوا قَتْلِي وَانْتَهَبُوا ثِقَلِي، وَأَخَذُوا مَالِي، وَاَللهِ لَئِنْ آخُذَ مِنْ مُعَاوِيَةَ عَهْدًا أَحْقِنُ بِهِ دَمِي، وَأُومَنُ بِهِ فِي أَهْلِي، خَيْرٌ مِنْ أَنْ يَقْتُلُونِي فَتَضَيعَ أَهْلُ بَيْتِي وَأَهْلِي، وَاَللهِ لَوْ قَاتَلْتُ مُعَاوِيَةَ لَأَخَذُوا بِعُنُقِي حَتَّى يَدْفَعُونِي إِلَيْهِ سِلْمَاً، وَاللهَ لَئِنْ أُسَالِمُهُ وَأَنَا عَزِيزٌ خَيْرٌ مِنْ أَنْ يَقْتُلَنِي وَأَنَا أَسِيرٌ، أَوْ يَمُنَّ عَلَيَّ فَيَكُونَ سُنَّةً عَلَى بَنِي هَاشِمٍ آخِرَ الدَّهْرِ وَلِمُعَاوِيَةَ لَا يَزَالُ يَمُنُّ بِهَا وَعَقِبَهُ عَلَى الْحَيَّ مِنَّا وَالْمَيِّتَ.1
« پس مولای ما حسن مجتبی عزعزه درباره شیعیان کوفه فرمود به خدا سوگند میبینم که معاویه برای من از اینان بهتر است که گمان میکنند شیعه من هستند قصد کشتن مرا کردند و بارهایم را غارت نمودند و مالم را گرفتند به خدا سوگند اگر از معاویه پیمانی بگیرم که با آن خونم را حفظ کنم و در میان خانواده ام ایمن شوم بهتر از آن است که مرا بکشند و اهل بیت و خانواده ام تباه شوند به خدا سوگند اگر با معاویه میجنگیدم گردنم را میگرفتند و مرا در صلح به او تسلیم میکردند به خدا سوگند اگر با او در حالی که عزیز هستم صلح کنم بهتر از آن است که مرا در حالی که اسیرم بکشد یا بر من منت نهد و




