أَحَدٌ مِنْهُمْ أَشَدُّ لَهَا مَرَاسًا وَأَقْدَمُ فِيهَا مَقَامًا مِنِّي لَقَدْ نَهَضْتُ فِيهَا وَمَا بَلَغْتُ الْعِشْرِينَ، وَهَا أَنَا ذَا قَدْ ذَرَفْتُ عَلَى السِّتِّينَ.
«خدا با شما را دشمن دارد که قلبم را پر از چرک کردید و سینه ام را از خشم انباشتید و جرعه های اندوه شدید را نفس به نفس به من نوشاندید و رأی مرا با نافرمانی و تنها گذاشتن تباه کردید، تا آنجا که قریش گفت پسر ابی طالب مردی شجاع است ولیکن دانشی به جنگ ندارد خدا جزای پدرشان را بدهد آیا کسی از آنان در جنگ تجربه دیده تر و با سابقه تر از من است من در آن به پا خاستم در حالی که به بیست سالگی نرسیده بودم و اینک منم که از شصت سالگی گذشته ام .»
و همچنان اطاعت نمیشد تا آنکه کشته شد در حالی که او در میانشان بود و از کشته شدن برتر است این تنها برای اثبات حجت بر این خلق وارونه بود ولیکن کسی که اطاعت نمیشود رأیی ندارد.




