شده است انکار نمیکنیم بلکه میگوییم آن تلبیسی به عنوان جزای اعمالشان است و این مفهوم در حدیث اهل بیت موجود است.
مُحَمَّدُ بْنُ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ ، عَمَّنْ حَدَّثَهُ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ مولانا أَبِي عَبْدِ اللهِ عَزَّ عِزُّهُ قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيْهِ أَبُو عَبْدِ اللهَ عَزَّ عِزُّهُ ، قَالَ: " أَمَا وَاَللهِ لَأُضِلَنَّهُ، أَمَا وَاَللهَ لَأَوْهِمَنَّهُ " فَجَلَسَ الرَّجُلُ فَسَأَلَهُ مَسْأَلَةً فَأَفْتَاهُ، فَلَمَّا خَرَجَ، قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ عَزَّ عِزُّهُ لَقَدْ أَفْتَيْتُهُ بِالضَّلَالَةِ الَّتِي لَا هِدَايَةَ فِيهَا.1
« محمد بن اسحاق بن عمار از کسی از اصحاب ما که برایش حدیث گفته بود از مولای ما ابوعبدالله عزعزه فرمود: مردی آمد و چون ابوعبدالله عزتش والا باد به او نگریست فرمود آگاه باش به خدا سوگند که حتما او را گمراه خواهم کرد آگاه باش به خدا سوگند که حتما او را به وهم خواهم انداخت پس آن مرد نشست و از او مسئله ای پرسید و او به وی فتوا داد پس چون خارج شد ابوعبدالله عزعزه فرمود همانا به او فتوایی از گمراهی دادم که در آن هیچ هدایتی نیست.»
پس اینجا میبینیم که امام میگوید به خدا سوگند که حتما او را گمراه خواهم کرد آگاه باش به خدا سوگند که حتما او را به وهم خواهم انداخت چرا او را گمراه میکند و فتوای گمراهی به او میدهد؟ زیرا پرسشگر سزاوار آن بود.




