عَنَّا الْحَرُّ وَإِذَا أَمَرْتُكُمْ بِالسَّيْرِ إِلَيْهِمْ فِي الشِّتَاءِ قُلْتُمْ هَذِهِ صَبَارَّةُ الْقَرّ أَمْهِلْنَا يَنْسَلِخْ عَنَّا الْبَرْدُ كُلُّ هَذَا فِرَاراً مِنَ الْحَرِّ وَالْقَرِّ فَإِذَا كُنْتُمْ مِنَ الْحَرِّ وَالْقَرِّ تَفِرُّونَ فَأَنْتُمْ وَاللهَ مِنَ السَّيْفِ أَفَرُّ .1
«آگاه باشید که من شما را شب و روز و نهان و آشکار به نبرد با این قوم فراخواندم و به شما گفتم با آنان بجنگید پیش از آنکه با شما بجنگند. که به خدا سوگند هیچ قومی هرگز در خانه خود مورد هجوم قرار نگرفت، مگر آنکه خوار شد. پس شما کار را به یکدیگر واگذاشتید و یکدیگر را تنها گذاشتید تا آنجا که غارت ها بر شما شتافت و سرزمین ها از شما گرفته شد و این برادر غامد است، که سوارانش به انبار وارد شده و حسان بن حسان بکری را کشته و سواران شما را از پادگان هایشان رانده است.و به من خبر رسیده که مردی از آنان بر زن مسلمان و زن معاهد دیگر وارد میشده و خلخال و دستبند و گردنبند و گوشواره اش را میکنده است و آن زن جز با انا لله و انا الیه راجعون گفتن و طلب رحم کردن نمیتوانسته از خود دفاع کند. سپس با غنیمت فراوان بازگشته اند در حالی که هیچ مردی از آنان زخمی نشده و خونی از آنان ریخته نشده است. پس اگر مرد مسلمانی بعد از این از تأسف بمیرد مورد ملامت نیست، بلکه نزد من سزاوار است. پس شگفتا شگفتا به خدا سوگند که این دل را میمیراند و اندوه را می آورد از اجتماع این قوم بر باطلشان و تفرقه شما از حقتان. پس زشتی و اندوه بر شما باد آنگاه که هدفی شدید که به سویش




