يا سَلْمَانُ وَأَمَّا فَاطِرُ ؛ فَهِيَ صَوْرَةُ اسْمِي الَّذِي ظَهَرَ بِهَا فِي التَّأْنِيْثِ ، وَمِنْهَا اِنْبَجَسَتْ صُوْرَةُ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ وَهِيَ فِطْرَةُ اللهِ الَّتِي فَطَرَ عَلَيْهَا خَلَقَهُ ، وَمِنْهَا ظَهَرَ" المُحَسِنُ" بِالسِّرَ الْخَفِيَ.1
«ای سلمان و اما فاطر پس او صورت اسم من است که با آن در حالت زنانه ظاهر شد. و از او صورت حسن و حسین جوشید و او فطرة الله است که خلقش را بر آن آفرید و از او محسن با سر خفی ظاهر شد.»
وَإِنَّمَا ظَهَرْتُ لَهُمْ بِصُوْرَةِ التَّأنِيْسِ حَتَّى أَثْبَتْ الْحُجَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَلْزَمْتُهُمُ الدَّعْوَةَ ، وَاعْلَمْ أَنَّيْ فَاطِرُ فِطْرَتِي ، فَطَرْتُ عَلَيْهَا خَلْقِيْ ، وَهِيَ صُوْرَةُ اِسْمِي الْمُحَمَّدِيَّةُ ، وَأَنَّ الْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَ وَسَائِرَ الْأَسْمَاءِ فَرْدُ نُورٍ وَاحِدٍ ، وَهُمْ يُقْتَبَسُوْنَ مِنْ نُورِ ذَاتِي ، وَأَنَا الْمُنْفَرِدُ بِهَا.2
«و همانا برای آنان به صورت تأنیس ظاهر شدم تا حجت را بر آنان ثابت کنم و دعوت را بر آنان الزام آور نمایم و بدان که من فاطر فطرتم هستم. خلقم را بر آن آفریدم و آن صورت اسم محمدی من است و همانا حسن و حسین و سایر اسامی بخشی از یک نور واحد هستند و آنان از نور ذات من اقتباس میشوند و من به آن یگانه هستم.»




