«از هیثم تمیمی، از مولایمان اما ما ابو عبدالله صادق (عَزَّ عِزُّهُ) روایت است که فرمود، همانا گروهی به ظاهر ایمان آوردند و به باطن کافر شدند، پس هیچ چیز سودشان نبخشید. و گروهی پس از ایشان آمدند که به باطن ایمان آوردند و به ظاهر کافر شدند ، پس آن نیز هیچ سودی برایشان نداشت. و هیچ ایمانی به ظاهر نیست مگر به باطن، و نه به باطن مگر به ظاهر1 2
قَالَ مَوْلَانَا الْكَاظِمُ عِزَّ عِزُّهُ : إِنَّ أَشْقَى أَشْقِيَائِكُمْ مَنْ يُكَذِّبُنَا فِي الْبَاطِنِ بِمَا يُخْبرُ عَنَّا ،و يُصَدِّقُنَا فِي الظَّاهِرِ وَ يُكَذِّبُنَا فِي الْبَاطِنِ.
« مولای ما کاظم (عِزَّ عِزُّهُ) فرمود: همانا شقیترینِ اشقیاءِ شما کسی است که ما را در باطن به آنچه از ما خبر میدهد تکذیب میکند، در حالی که در ظاهر ما را تصدیق کرده و در باطن تکذیبمان میکند»3
الهوامش
1معنای ظاهر در این روایت، ایمان به تقیه و برپاداشتن تکالیف ظاهری همراه با اهل ظاهر (عموم مردم) است.چنانکه مولای ما جعفرِ جعافره و صادقترینِ صادقان (عَزَّ عِزُّهُ) فرمود: ظَهَرَ اللهُ بِذَاتِهِ لِيُؤْخَذَ بِآدَابِهِ فَمَا عَمِلْنَاهُ فَاعْمَلُوهُ ، وَمَا رَفَضْنَاهُ فَارْفُضُوهُ ، تَشَبَّهُوا بِنَا وَلَا تَنْفَرِدُوا عَنَّا ، زَيِّنُونَا بِالتُقَى وَمَيِّلُوا النَّاسَ إِلَيْنَا بِالزُهْدِ فِي الدُنْيَا ، إِنَّ الرَّجُلَ لَيَكُونُ مِنْ شِيعَةِ عَلِيٍّ بَيْنَ الْمَحَلَّةِ فَيَكُونُ صَاحِبَ وَدَائِعِهِمْ وَقَاطِعَ أُمُورِهِمْ وَمُغَسِّلَ مَوْتَاهُمْ ، وَإِقَامَةَ مُصَلَّاهُمْ ، فَكُونُوا لَنَا زَيْنًا وَ لَا تَكُونُوا عَلَيْنَا عَارَاً «خداوند به ذات خویش ظاهر شد تا به آداب او عمل شود، پس هر چه ما عمل کردیم، عمل کنید و هر چه را واگذاشتیم، واگذارید. خود را شبیه ما سازید و از ما جدا نشوید. ما را به تقوا بیارایید و مردم را با زهد در دنیا به سوی ما متمایل سازید. همانا مردی از شیعیان علی در میان محلهای است و او امانتدار ایشان، فیصلهدهندهی امورشان، غسلدهندهی مردگانشان و برپاکنندهی نمازشان است. پس برای ما زینت باشید و مایهی ننگ ما نباشید»اما معنای دوم، انکار نکردن روایات ظاهری است، زیرا ما ایمان داریم که این روایات، باطنهای بسیار و عمیقی دارند و همگی اشاراتی (رمزها و نشانهها) هستند.
2بصائر الدرجات ص٢٩٥
3الاختصاص للمفيد ص٩٠




