راهنمایی کردی زیرا امر تو قطعی و فرض تو و حکم تو عدل است. پس مولایم فرمود: این روز،روزی است که اگر در غیر آن هم چیزی همانندش برای شما باشد، باید همانطور که به شما دستور دادم رفتار کنید و همانطور که من کردم انجام دهید و به وسیله آن هر کس را که از همرازان خود دوست میدارید نزدیک کنید همانطور که مولایتان شما را با آن نزدیک کرد تا برای شما آنچه وعده داده شدید کامل کند و اما امروز جعفر بن محمد به شما سزاوارتر و برای جمع کردن شما جامع تر و برای قبول قربانیتان سریعتر است پس شما با این کار درجه تان بالاتر و منزلتتان والاتر است جابر بن یزید جعفی علیه السلام گفت :سپس خورشید بالا آمد پس مولایم فرمود ای جابر خادم را بخوان پس او را نزدش خواندم پس به او گفت آن کاردهای بزرگی را که دیروز به تو امر کردم آماده کنی بیاور پس خادم رفت و طولی نکشید که آمد و در دستش زنبیلی بود که به سختی میتوانست آن را حمل کند پس آن را جلوی ما گذاشت سپس مولایم فرمود ای جابر هر یک از شما دستش را به سوی این زنبیل دراز کند و از این کاردها هر کاردی را که دوست دارد بردارد پس هر یک از ما دستش را به سوی زنبیل دراز کرد و کاردی برداشت و از ما کسی نماند جز آنکه کاردی در دستش گرفت پس تمام آنچه در زنبیل بود تمام شد گویی که به تعداد ما شمرده شده بود جابر گفت پس چون کاردها در دستان ما قرار گرفت ناگهان دیدیم که لبه آنها تیز است پس هر یک از ما شروع به نگریستن به کارد خود کرد و در نگریستنش نام خود و نام پدرش را بر آن نوشته میافت پس از آن تعجب




