فَيَكُونُ لَهَا سَبْعُونَ وَجْهًا فَقِيلَ : سَبْعُونَ ؟ فَقَالَ : سَبْعُمَائَةٍ قَالَ : سَبْعُمَائَةٍ ؟ قَالَ : سَبْعَةُ آلَافٍ فَأَمْسَكَ اَلْقَائِلُ ، وَلَوْ اِسْتَزَادَ لَزِيْد1
«از محمد بن سنان -علیه السلام- که گفت: از مولای ما صادق -عزّ عزّه- درباره کلامشان سؤال شد، پس فرمود: «همانا ما کلمهای بر زبان میآوریم که هفتاد وجه دارد.» گفته شد: هفتاد؟ فرمود: «هفتصد.» گفت: هفتصد؟ فرمود: «هفت هزار.» پس گوینده ساکت شد، و اگر بیشتر میخواست، بر آن افزوده میشد».
از این رو بر پویندهی معرفت و جویندهی حق واجب است که نزد فهمی معین نایستد و در سطحی از وجوه (مراتب فهم) متوقف نشود، به این پندار که آن وجه، حقیقت نهایی است، که در این صورت دو روزش یکسان شده و از زیانکاران خواهد بود، همانگونه که سروران ما (عَزَّ عِزُّهُم) فرمودهاند.
به زودی برخی اخبار از آل محمد (عِزَّ عِزُّهُم) را در باب ضرورت انتقال به باطن دین ذکر خواهیم کرد و اینکه کمال دین جز به آن حاصل نمیگردد
عن الْهَيْثَمِ التَّمِيمِيِّ قَالَ مولانا أَبُو عَبْدِ اللهِ الصادق عَزَّ عِزُّه : يَا مَيْثَمُ التَّمِيمِيُّ إِنَّ قَوْمًا آمَنُوا بِالظَّاهِرِ وَ كَفَرُوا بِالْبَاطِنِ فَلَمْ يَنْفَعْهُمْ شيئاً، وَجَاءَ قَوْمٌ مِنْ بَعْدِهِمْ فَآمَنُوا بِالْبَاطِنِ وَكَفَرُوا بِالظَّاهِرِفَلَمْ يَنْفَعْهُمْ ذَلِكَ شَيْئًا، وَلَا إِيمَانَ بِظَاهِرٍ إِلا بِبَاطِنٍ، وَلَا بِبَاطِنٍ إِلا بِظَاهرٍ.




