هستند که مقصودند. پس اوست که از میان آب گوارای شیرین و آب شور تلخ، لؤلؤ و مرجان را برمیگیرد.
و موالیان ما به عمق کلامشان تذکر داده و اشاره کرده و فرمودهاند: عَنِ اَلْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرٍ منه السلام قَالَ سَيِّدِي أَبُو عَبْدِ اَللهِ عَزَّ عِزُّهُ: إِنَّ لِكُلٍّ مِنَّا ظَاهَرَاً وَبَاطِنًا فَظَاهِرُهُ حُكْمٌ وَبَاطِنُهُ عَمِيقٌ ، وَحَدِيثُنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ ، وَأَمْرُنَا سِرٌّ مُسْتَسِرٌ ، فَمَنْ عَرَفَ لَحْنُنَا عَرَفَ مَا أَرَدْنَا وَمَنْ لَمْ يَعْرِفِ اَلتَّعْرِيض لَمْ يَنْتَفِعْ بِالتَّصْرِيحِ1
از مفضل بن عمر -منه السلام- که گفت سرورم ابوعبدالله -عزّ عزّه- فرمود: «همانا برای هر یک از ما ظاهر و باطنی است؛ ظاهرش حکم است و باطنش عمیق. و حدیث ما صعب مستصعب (دشوار و دیرفهم) است و امر ما رازی است پنهان. پس هر کس لحن (شیوه بیان) ما را بشناسد، مقصود ما را میفهمد و هر کس کنایه (تعریض) را نفهمد، از تصریح نیز سودی نمیبرد
پس ظاهر و باطن، همان شور و شیریناند، و همان گنج و دیوارند، و همان بقایا و آثارند
و به تحقیق -عزّ عزّهم- تصریح کردهاند که حدیثشان وجوهی دارد که درک و احاطه بر آن برای شخص دشوار است . عَنْ محمد بْنِ سِنَانٍ عليهِ السَلامُ قَالَ : سُئِلَ مولانا اَلصَّادِقُ عَزَّ عِزُّهُ عَنْ كَلَامِهِمْ فَقَالَ : إنَّا لَنَتَكَلَّمُ بِالْكَلِمَةِ




