قَالَ مَوْلَانَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَزَّ عِزُّهُ وَهُوَ يَتَكَلَّمُ عَنِ اسْمِهِ عِيسَى بْنِ مَرْيَمَ عَزَّ عِزُّهُ وَأَرَاهُمْ اِسْمِيْ اَلْعَجْزَ وَظَنُّوْا أَنَّهُمْ مَسَكُوْهُ وَسَجَنُوْهُ وَصَلَبُوْهُ وَقَتَلُوْهُ، وَكَانَ ذَلِكَ قَدْ أَوْقَعَ اِسْمِيْ اَلشَّبَهَ عَلَىَ نَحْتِ بْنُ شُومَانَ اَلْيَهُودِيِّ، وَكَانَ أَكْبَرَ أَحْبَارِ اَلْيَهُوْدِ وَهُوَ اَلضِّدُّ اَلَّذِيْ رَآهُ اَلْيَهُوْدُ عَلَىَ صُورَةِ عِيسَىَ اِسْمِيْ.1
«مولای ما امیرالمؤمنین که عزتش بزرگ باد در حالی که درباره اسمش عیسی بن مریم که عزتش بزرگ باد سخن میگفت فرمود و اسم من به آنان ناتوانی را نشان داد و گمان کردند که او را گرفته و زندانی کرده و به صلیب کشیده و کشتهاند و این در حالی بود که اسم من شبه را بر نحت بن شومان یهودی افکنده بود و او بزرگترین عالمان یهود بود و او همان ضدی است که یهود او را به صورت عیسی یعنی اسم من دیدند.»
وَأَمَّا أَحْدَاثُ أَهْلِ النُّوْرِ نُوْرٌ فِي نُوْرٍ ، وَكُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ رُوحٌ لِمَنْ هُوَ دَوْنَهُ وَالْكُلَ نُوْرٌ وَاحِدٌ ، وَإِعْلَمْ أَنَّهُ مَهْمَا فَعَلَتْ الرُوْحُ مِنَ الذُّنُوبِ فَهُوَ وَاقِعٌ عَلَى جسدِ الضدِ الْكَافِر .2
«اما رویدادهای اهل نور، نوری است در نور و هر یک از آنان روحی است برای آنکه فروتر از اوست و همگی نوری واحدند و بدان که روح هر گناهی که مرتکب شود همانا بر جسد ضد کافر واقع میشود.»




