باسیلیدس گفت همانا عیسی نمرد بلکه شمعون قیروانی را مجبور کرد که صلیبش را حمل کند و شَبَه او بر وی افکنده شد و گمان کردند که او عیسی است پس او به خطا و از روی نادانی به صلیب کشیده شد و خودِ او شکل شمعون را به خود گرفت و در کناری ایستاد و بر آنان میخندید.1
و بدین سان نزد آنکه او را فرستاده بود بالا رفت و آنان را به سخره میگرفت زیرا آنان نمیتوانستند او را بگیرند او از دید همگان پنهان بود.2
پدر زاییده نشده است و آنکه نامی ندارد هنگامی که دریافت آنان هلاک خواهند شد، پسر نخستزادهاش را فرستاد آنکه مسیح خوانده میشود تا آنان را که به او ایمان دارند از سلطه کسانی که جهان را ساختند آزاد سازد و بدین سان او به صورت انسانی برای مردمانِ آن نیروها بر زمین ظاهر شد و معجزاتی انجام داد.
و خود او نمرد بلکه کسی که مرد شمعون قیروانی بود که مجبور شد صلیب را به جای او حمل کند به گونهای که شکل این دومی به واسطه او تغییر داده شد تا گمان برده شود که او عیسی است که از روی نادانی و خطا به صلیب کشیده شده است اما خود عیسی شکل شمعون را به خود گرفت و در میان آنان حاضر بود و از آنجا که او نیرویی غیر جسمانی و عقلِ پدرِ نزاییده بود پس




