او منزه است و تمامی امتها را به استهزاء میگیرد، زیرا او را انکار کرده، با او دشمنی ورزیدند و از او پیروی نکردند؛ در نتیجه، نه اندوهشان را تسکین میدهد و نه در تلاششان موفقشان میگرداند.
{اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ } 1خداوند آنان را استهزاء میکند و ایشان را در طغیانشان مهلت میدهد تا سرگردان شوند.
همچنین برخی اخبار دیگر را با همین معنا ذکر خواهیم کرد، پس با من تأمل کن که معنای "خنده" در جایگاههایی که محل آن نیست، چیست.
فَغَضِبَ شِمْرٌ لَعَنَهُ اللهُ وَجَلَسَ عَلَى صَدْرِ الْحُسَيْنِ وَقَبَضَ لِحْيَتَهُ وَهُمْ بِقَتْلِهِ ، فَضَحِكَ الْحُسَيْنُ فَقَالَ لَهُ : أَتَقْتُلُنِي وَلَا تَعْلَمُ مَنْ أَنَا؟ فَقَالَ أَعْرِفُكَ حَقّ الْمَعْرِفَةِ أُمُّكَ فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ ، وَأَبُوكَ عَلِيُّ الْمُرْتَضَى ، وَجَدُّكَ مُحَمَّدٌ الْمُصْطَفَى وَخَصْمُكَ الْعَلِيُّ الْاعْلَى، أَقْتُلُكِ وَلَا أُبَالِي.2
«و در خبر آمده است: پس شمر (لعنت خدا بر او) خشمگین شد و بر سینهٔ "حسین" نشست و محاسن او را به دست گرفت و قصد کشتن او را کرد، پس حسین خندید به او گفت: «آیا مرا میکشی در حالی که نمیدانی من کیستم؟گفت: «تو را به خوبی میشناسم؛ مادرت فاطمه زهرا، پدرت علی




