رُوِيَ أَنَّ الْيَهُودَ لَمَّا اجْتَمَعُوا عَلَى قَتْلِ سَيِّدِنَا عِيسَى عِزَّ عِزِّهُ ، أَتَوْا إِلَيْهِ وَمَعَهُمْ يَهُوذَا الْإِسْخِرْيُوطِيُّ ، فَتَقَدَّمَهُمْ وَدَخَلَ الْبَيْتَ الَّذِي كَانَ فِيهِ عِيسَى عَزَّ عِزَّهُ ، لِيَنْظُرَ هَلْ هُوَ هُنَاكَ أَمْ لَا فَيُخْبِرُهُمْ ، فَلَمَّا دَخَلَ يَهُوذَا رَأَى السَّيِّدَ الْمَسِيحَ جَالِسَاً ، فَقَبَّلَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ فَقَالَ لَهُ السَيِّدُ الْمَسِيحُ هَذِهِ قُبْلَةُ غِشٍّ ، وَمَسَحَ يَدَهُ عَلَى وَجْهِهِ فَأَلْقَى شَبَهَهُ عَلَيْهِ وَخَرَجَ يَهُوذَا لِيُخَرِّبَهُمْ أَنَّهُ فِي الْبَيْتِ ، فَلَمَّا رَآهُ الْيَهُودُ بِصورة السَّيِّدِ الْمَسِيحِ عَزَّ عِزُّهُ ظَنُّوا أَنَّهُ هُوَ فَوَثَبُوا عَلَيْهِ وَهُوَ يَقُولُ أَنَا يَهُوذَا ، وَأَوْرَى السَّيِّدُ الْمَسِيحُ عَزَّ عِزَّهُ الْغَيبَةَ وَهُوَ قَوْلُهُ { وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينَاً بَلْ رَفَعَهُ اللهُ إِلَيْهِ } فَقَدْ نَزَّهَهُ اللهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَنِ الْقَتْلِ وَالصَلْبِ1
« روایت شده است که چون یهود برای کشتن سرور ما عیسی عز عزه گرد آمدند نزد او آمدند و یهودای اسخریوطی با ایشان بود پس پیشاپیش آنان رفت و به خانهای که عیسی عز عزه در آن بود داخل شد تا ببیند آیا او آنجاست یا نه تا به ایشان خبر دهد پس چون یهودا داخل شد سید مسیح را نشسته دید پس میان دو چشمش را بوسید پس سید مسیح به او فرمود این بوسه خیانت است و دستش را بر صورت او کشید و شبیه خود را بر او افکند. و یهودا خارج شد تا به ایشان خبر دهد که او در خانه است پس چون یهود او را به صورت سید مسیح عز عزه دیدند گمان کردند که اوست پس بر او دستگیر در حالی که او میگفت من یهودا هستم و سید مسیح عز عزه غیبت را نشان داد و این




