سپس ندایی سر داد که خلایق را شنواند او را نکشتند و به دار نیاویختند ولیکن بر ایشان مشتبه شد.»
حجت را بر آنان تمام کرد ولیکن از امر پروردگارشان سرپیچی کردند اینجا سر امر و حقیقت آن نهفته است و آن هدایت قومی و گمراهی قومی دیگر است پس تصور کن اگر مولای ما محمد بن حسن عز عزه فردا ظهور کند و تصریح نماید که آنچه در کربلا گذشت همانا تخییل و تلبیس بود هر آینه لشکرهای اهل تقصیر را بر او گرد آمده و با دینش در حال جنگ میدیدی و همه سخن و حجتشان این خواهد بود.( آیا ما را مسخره میکردید؟) آری به خاطر آنچه انجام دادیم و آنان بر ما ستمکار نبودند جل جلالهم الاعلی.
قَالَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ مِنْهُ السَّلَامُ لِمَوْلَانَا الصَّادِقِ عَزَّ عِزَّهُ : سَيِّدِي أَخْبِرْنِي عَنْ مَوْتِ الْإِمَامِ وَقَتْلِهِ ، قَالَ عَزَّ عِزُّهُ : هَؤُلَاءِ أَصْفِيَاءُ اللهِ وَأَوْلِيَاؤُهُ وَخِيرَتُهُ ، أَفَتَتَوَهَمُ أَنْ يُذِيقَهُمُ اللهُ سُبْحَانَهُ تَعَالَى حَرَّ الْحَدِيدِ عَلَى أَيْدِي أَعْدَائِهِمْ ، وَمَا ذَلِكَ إِلَّا لِتَأْكِيدِ الْحُجَّةِ لَهم عَلَيْكَ، وَإِنَّمَا مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الْمَسِيحِ عِيسَى بْنِ مَرْيَمَ بِقَوْلِهِ تَعَالَى : وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ ، فَهَذِهِ الصِفَةُ صِفَةُ قَتْلِ الْأَنْبِيَاءِ وَالْأَوْصِيَاءِ 1
«مفضل بن عمر منه السلام به مولای ما صادق عز عزه گفت سرورم مرا از مرگ امام و کشته شدنش خبر ده. امام فرمود اینان برگزیدگان الله و دوستان




