١٨- الْمَائِدَةُ
19- الِابْوَابُ
پس شیخ ما -قدس سره- به همراه شاگردانش در جهت نشر دعوت در عراق و بلاد شام به دست شاگردان سرّی خود و با حمایت دولت حمدانیان به دست سیفالدوله حمدانی -رحمه الله- کوشید. آنان احادیث عترت طاهره را پخش میکردند و دین حق را که مبتنی بر توحید مرئیِ ظاهر شده در صورت انزعیه و نفی شرک خفی یعنی پرستش خدای وهمی -چنانکه نزد مقصّره و امثالشان یافت میشود- بود، نشر میدادند. پس با درایت سید ابوعبدالله حسین بن حمدان و عمل شاگردانش، این دین استوار منتشر شد و آنان، همچون بسیاری از مدعیانی که ادعای خصیبی بودن داشتند، خفته و غرق در لذات دنیا نبودند.
و همانا شیخ ما -صلی الله علیه- به سبب حب و ولایتش نسبت به علی و آل او جلّ علاهم الأعلی- به زندان و تبعید دچار شد؛ نه همچون مشایخ مقصّره که نزد سلاطین به تنعم پرداختند و اموال خمس را از مساکین جمعآوری کردند. او -قدس الله سره- در زمان اسارتش در زندان بغداد شعری سرود:
بِسَجْنِ بَغْدَادَ فِي طَوَابِقِهَا بِحُبِّ مَوْلَايْ قَدْ يُعَادُونِي
در زندان بغداد در طبقات آن / به خاطر حب مولایم با من دشمنی میکنند.»




