آن چه مفهوم این روایت را روشن می کند روایتی است که از مولایمان صادق عزعزه در کتاب تجرید آمده است.
وَعَنِ الْمُفَضَّلِ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَالَ ، قُلْتُ: سَيِّدِي كَيْفَ نَظَرُ الْخَلْقِ إِلَى الْمَقَامَاتِ. قَالَ: يُقَلِّبُ اللهُ أَبْصَارَهُمْ فَيُرِيهِمْ صُورَةً يَخْلُقُهَا لَهُمْ مِنْ أَعْمَالِهِمْ فَيَنْظُرُونَ إِلَى أَعْمَالِهِمْ بِصُورَةٍ تُعْجِبُهُمْ وَتُسِرُّهُمْ ، وَإِذَا كَانَتْ الصُّورَةُ الَّتِي شَاهَدُوهَا مِنْ أَعْمَالِهِمْ هِيَ عِلَّةُ الْمَخْلُوقِينَ الْبَارِيءُ جَوْهَرُ الذَّاتِ وَالْمَخْلُوقِينَ لَا يَرَوُا الذَّاتَ بِالْكَمَالِ وَلَا النُّورَ فَكَيْفَ يَلِيقُ بِهِ عِلَّةُ الْمُؤْمِنِينَ أَنْ تَكُونَ حِجَابَ الْبَارِي تَعَالَى عَنْ ذَلِكَ 1
« و از مفضل علیه السلام روایت شده گفت گفتم سرورم نگاه خلق به مقامات چگونه است فرمود الله دیدگانشان را دگرگون میکند و صورتی را به آنان نشان میدهد که آن را از اعمالشان برایشان میآفریند پس به اعمال خود در صورتی مینگرند که ایشان را به شگفت آورده و شادمان میسازد و چون صورتی که مشاهده کردند از اعمالشان بوده و همان نقص مخلوقین است و باری تعالی جوهر ذات است و مخلوقین ذات و نور را به حد کمال نمیبینند پس چگونه برای او که علت مؤمنان است سزاوار است که حجاب باری تعالی باشد او از آن برتر است.




