میبینم و تو نیز آنان را میبینی گفتم سرورم و مولایم من جبرائیل را میبینم فرمود آری گفتم پس میکائیل و اسرافیل را میبینم فرمود آری گفتم در یک صورت یا در صورتهای گوناگون فرمود نه بلکه در صورتهای گوناگون گفتم سرورم من کی جبرائیل را دیدم ؟فرمود امروز او را دیدی گفتم امروز فرمود آری گفتم و کجا او را دیدم فرمود در منزل من همینجا گفتم و در چه وقتی فرمود در همین ساعت آیا دوست داری او را ببینی و با تو سخن بگوید؟ گفتم آری به خدا سوگند ای سرورم. پس فرمود او ابوالخطاب است پس با او سخن بگو گفتم ای ابوالخطاب آیا تو جبرائیل هستی؟ گفت به خدا سوگند من جبرائیلم و به خدا سوگند من آنم که حسین مرا به سوی عمر ملعون فرستاد و من آنم که با او سخن گفتم و من او و همه یارانش را در آتش سرنگون کردم و من متولی عذابشان به امر او هستم و من صاحب آدم اولم که به من امر کرد پس بر خلق بانگی زدم که از آن پیوندهاشان گسست و زنجیرها و غلها آنان را در بند کرد و من صاحب دعوت نوحم هنگامی که قومش را به عبادت خدا و وحدانیتش فراخواند پس اقرار نکردند و ایمان نیاوردند پس آنان را با طوفان غرق کردم و من صاحب ابراهیمم هنگامی که او را در آتش افکندند و به خدا سوگند من با او بودم پس گرمی آتش و درد عذاب به من و او نرسید و به خدا سوگند من صاحب همراه با دانیال و تابوت و صحف هستم و به خدا سوگند من آنها را به خط خود نوشتم و من هرگز هیچگاه شک نکردم و در ربوبیت علی علام شک نمیکنم و من صاحب موسی و عیسی و محمدم و من ابوالخطابم و




